X
تبلیغات
رایتل

اندوه و غم و حسرت بابا دهه شصت

سر منشا هرمشکل دنیا دهه شصت
تحریم و غم و شورش و بلوا دهه شصت
گویی که تمام غم عالم ز خودش بود
تحریم و غم و جنگ و بلایا دهه شصت
هر جا که نشانی ز غم و مشکل دنیاست
باشد اثرش در غم آنجا دهه شصت
فریاد دل دختر تنهای شهید است
اندوه و غم و حسرت بابا دهه شصت
هر کس تو ببینی دل او زخم و خراب است
حتما به یقین زاده به دنیا دهه شصت

محمدصادق رزمی

0 نظر

آخر به چه کارم شود هر لحظه تپش ها

وقتی که زند غصه تو بر دل و بر تن
کارم شود آن لحظه فقط شعر نوشتن
یک گوشه نشینم ز غمت بر لب دریا
بوشهر و غروب و غم تو در نفس من
بر ساحل دریا شود آن لحظه به چشمم
از درد تو در ساحل آن اشک چکیدن
آخر به چه کارم شود هر لحظه تپش ها
وقتی که شده کار دلم غصه تپیدن
کارم شده از درد تو در گوشه منزل
بر دور خودمم از غم تو پیله تنیدن

محمدصادق رزمی

0 نظر

می شوم تنهاترین من هم به مانند خدا

بغض من شد ناگهان در زیر بارانی رها
می شوم دلتنگ تو در لحظه های این هوا
قلب من می سوزد و آتش به جانم می زند
بی تو انگاری دلم افتاده روی استوا
بعد تو در زندگی در لحظه های عاشقی
می شوم تنهاترین من هم به مانند خدا
بر دلم حالا شده آن قاب عکست در اطاق
همدم تنهایی ام در لحظه های انزوا
می رسد پایان شعر اما بدان ای عشق من
مرد تو دارد هنوز بر عشق زیبایت وفا

محمدصادق رزمی

0 نظر

مثل شمعی به شبی بی تو دگر آب شدم

ساکت و خسته ز خود راه خودم می رفتم
تا که دیدم رخ تو چشم ز عالم بستم
خسته از غصه خود از غم دنیای خودم
آخر از درد تو چون برگ خزان می افتم
همچو یک غنچه گل بی نم باران بهار
مثل یک برگ خزان بی تو دگر نشکفتم
به خدا از غم تو در همه شب های خودم
بی تو بی تاب ترین آدم دنیا هستم
مثل شمعی به شبی بی تو دگر آب شدم
عاقبت نیست شوم بی تو ببین کی گفتم

محمدصادق رزمی
0 نظر

تدوین شده قانون دلم با تو و چشمت

اینجا ز غمت در دل من  درس و کلاسی ست
استاد من آن چشم تو در عشق شناسی ست
وقتی که دو چشمان سیاهت پر اشک است
این تازه شروع شب یک بحث سیاسی ست
تدوین شده قانون دلم از تو و عشقت
زین رو به دلم بودن تو اصل اساسی ست
بحران شده در قلب من از چشم سیاهت
بحران تو در قلب من از عشق هراسی ست
آخر ز غمت خشک شوم همچو درختی
وقتی که غمت در دل من چوبه داسی ست

محمدصادق رزمی

0 نظر
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ