X
تبلیغات
رایتل

از غم دلتنگی ات، از خود گریزانم هنوز

با نگاه سبز تو، در دل بهارانم هنوز
با دم دستان تو، یاد زمستانم هنوز
در قرار آخری، دست تو در دستان من
از غم دلتنگی ات، از خود گریزانم هنوز
تا کمی یاد تو را، در سینه ام بر پا کنم
عابری تنها و تلخ، در آن خیابانم هنوز
آنچنان سیرم عزیز، از زندگی بی عشق تو
از همین عمر خودم، بی تو پشیمانم هنوز
متروی دلگیر تهران، اندکی آهسته ران
از غم دلتنگی اش، اینجا پریشانم هنوز

محمدصادق رزمی

0 نظر

اگر من را نمی خواهی بگو در غم بمیرم من

بگو بر من که با عشقم دلت وا می شود یا نه
بگو آیا که با قلبم دلت ما می شود یا نه
در این دنیا کنار تو بگو در سینه ام آیا
تمام شادی عالم به دل جا می شود یا نه
بگو با من تو ای عشقم کسی آیا به احساست
برای تو شبیه من به دنیا می شود یا نه
کسی آیا شبیه من به در این دنیای وا نفسا
به آن قلب و به احساست همانا می شود یا نه
اگر من را نمی خواهی بگو در غم بمیرم من
بگو دیگر که با مرگم دلت وا می شود یا نه

محمدصادق رزمی

0 نظر

می شوی دنیای من وقتی که باشی در دلم

با تو تنها قفل دل در سینه ام وا می شود
این دل تنها فقط با عشق تو ما می شود
انعکاس نور شب در چشم زیبایت عزیز
دیدنش زیباترین تصویر دنیا می شود
می شوی دنیای من وقتی که باشی در دلم
آن زمان دنیای من در قلب من جا می شود
زیر باران خزان وقتی تو در آغوشمی
مرد و زن ما را در آن غرق تماشا می شود
ای دریغا از جهان وقتی که از آن رفته ای
رفته ای و قفل دل با مرگ من وا می شود

محمدصادق رزمی

0 نظر

مرد تو عاشق تو تا ته دنیا بشود

قسمتم شد که دلم بی تو چه تنها بشود
مرد تو عاشق تو تا ته دنیا بشود
بی تو کارم شده که صحبت عشقت بشود
بر زبانم الکی عشق تو حاشا بشود
درد یعنی که دگر سهم من از دیدن تو
دیدن چشم تو در عالم رویا بشود
هر که عاشق بشود لیک به یارش نرسد
قسمتش شد که دگر او تک و تنها بشود
این همه شعر نوشتم که شبی از شب ها
یک نفر عاشق من بین غزل ها بشود

محمدصادق رزمی

0 نظر

ربنا آتنا از این شهوت، کاش پستی نبوددر این هستی

من دعایم دگر که این گشته،  ربنا آتنا از این پستی
ربنا آتنا از این شهوت، کاش پستی نبوددر این هستی
چشم شهوت و همان بچه، جیغ و فریاد دختری تنها
وقت جان کندن همان دختر، ای خدا ای خدا کجا رفتی
مرگ دختر و غمی جانکاه، گریه های مادر و غم خواهر
ای خدا کمکی کن به آن مادر، تا تحمل کند که این سختی
وای بر مرگ یک گل پر پر، وای بر دنیای بی احساس
ربنا آتنا که کوچک بود، پس چرا رفته او ز این هستی

محمدصادق رزمی
0 نظر
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ