X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

هر دم ز دلم می کشم از درد تو آهی

دلتنگ شدم از غم آن چشم سیاهی
هر دم ز دلم می کشم از درد تو آهی
آیا شده دلتنگ شوی در شب تاری
از درد تو  آید ز دلت اشک تو گاهی
بر من تو بگو با دل خوش گشته تو آیا
عاشق بشوی از شرر رعد نگاهی
حسرت شده بر عمق دلم کاش که ای کاش
بر وصل تو باشد به جهان جاده و راهی
یک گوشه نشستم ز غمت یکه و تنها
هر دم ز دلم می کشم از درد تو آهی

محمدصادق رزمی

0 نظر

تا به اسمت می رسم، چشمم پر از نم می شود

تا به اسمت می رسم، چشمم پر از نم می شود
قلب من از درد تو، سرشار ماتم می شود
پیرم و دیگر کسی، یادم نمی آید ولی
تا به عکست می رسم، چیزی ز من کم می شود
گر بمیرم از غمت ،اما تو کم باشی در آن
بی تو حتی آن بهشت، همچون جهنم می شود
رفته ای از ذهن من، اما نمی دانم چرا
تا نگاهت میکنم، قلبم پر از غم می شود
با تمام پیری ام، با آن همه بیماری ام
تا به اسمت می رسم، چشمم پر از نم می شود

محمدصادق رزمی

1 نظر

من همان یار توام، آن یار خسته از دلش

یک نگاه از پنجره، بر چشم من انداختی
زل به چشمانم زدی، اما چرا نشناختی
من همان یار توام، آن یار خسته از دلش
آنکه با درد و غمت، یک مرد عاشق ساختی
خیره بر حالم شدی، در زیر باران خزان
از غم و اندوه من، گویی به من دل باختی
پرده ها را می کشی، گویی مرا نشناختی
حق این عاشق چرا، اینگونه تو پرداختی
همزمان با هق هقم، از گوشه ای از پنجره
با نگاه خیس خود، بر من نگاه انداختی

محمدصادق رزمی


0 نظر

غمت اندوه بی پایان، به آتش میکشد قلبم

تمام سهم من از عشق، فقط اندوه و ماتم شد
تو رفتی و به این سینه، تمام شادی ام غم شد
غمت اندوه بی پایان، به آتش میکشد قلبم
از آن اندوه بی پایان، جهان من جهنم شد
به زیر نم نم باران، به زیر چتر تنهایی
ز دردت چشم من آنجا، چو آن باران نم نم شد
تو بودی و دلم هر دم، پر از دلتنگی ات می شد
ولی با رفتنت حالا، به دلتنگی دمادم شد
جهانم قبل اندوهت، دقیقا چون جهنم بود
تو رفتی و جهان من، جهنم در جهنم شد

محمدصادق رزمی
0 نظر

تو به زیر خاک سردی، تو و آن رخ قشنگت

ز فراق و درد دوری، دلم آمده مزارت
به دلم غمت نشسته، به تنم غم غبارت
شده قسمت دل من، به جهان بی تو بودن
به جهان دیگر حتما، بنشان مرا کنارت
همه جای شهر و کویت، به دلم زند خراشی
شده مایه عذابم، همه جای این دیارت
به هوای سرد دی ماه، نگرانم و پریشان
که چه می کنی عزیزم، تو و آن تن نزارت
تو به زیر خاک سردی، تو و آن رخ قشنگت
تو بگو چه کرده با تو، به رخت تب مزارت

0 نظر
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ