با عطر تو در فصل بهاران چه کنم من

با درد تو در شهر و خیابان چه کنم من
با عطر تو در فصل بهاران چه کنم من
هر لحظه کمی شادم و با آن لب خندان
از شدت آن غصه ی  پنهان چه کنم من
وقتی که معطل شده ام بین ترافیک
با یاد تو در همت و چمران چه کنم من
گاهی که ز جان سیرم و مشتاق به مرگم
از درد تو با قلب پریشان چه کنم من
وقتی که دلم تنگ نگاهت شده باشد
با یاد تو در شهر و خیابان چه کنم من

محمدصادق رزمی

0 نظر

شادی به دل مام وطن به که عجین شد

با رای بنفشی که چنین مثل نگین شد
دشمن به دلش از غم آن سرد و حزین شد
با همت یک رهبر و یک ملت پر شور
شادی به دل مام وطن به که عجین شد

محمدصادق رزمی

0 نظر

مرکز دلتنگی ام پرواز ماهان می شود

در خیابان تا کمی غوغای باران می شود
قلب من از غصه ات آن لحظه ویران می شود
بی تو وقتی در خزان سوی خیابان می روم
مرد تو از عشق تو رسوای تهران می شود
در هواپیما که من دلتنگ چشمت می شوم
مرکز دلتنگی ام پرواز ماهان می شود
تا که می بینم کسی با جفت خود در کوچه ها
در دلم اندوه تو یک گوشه پنهان می شود
بی تو از اندوه تو در خانه ام حبسم عزیز
بعد تو این خانه ام گویی که زندان می شود

محمدصادق رزمی
0 نظر

به خدا که کشتن سرباز، ابدا هم هنر نمی باشد

از برای حفظ این کشور، هر که را جگر نمی باشد
هر کسی شبیه آن سرباز، عشق میهن بسر نمی باشد
بوده آرزوی مادرش اینکه، که پسر را شبی کند داماد
هرگز از  غصه دل مادر، هر کسی را خبر نمی باشد
طبق فرموده رسول الله، حب کشور نشانه دین است
هر که از دلش وطن رفته، دین او ثمر نمی باشد
به خدا که کشتن سرباز، ابداً هم هنر نمی باشد
مثل سرباز بازی شطرنج، زدن آن هنر نمی باشد

محمدصادق رزمی

0 نظر

مثل من در این بهار، تهران پر از دردت شده

همچو کاری که بهار، با یک شقایق می کند
هر دلی را چشم تو، آنگونه عاشق می کند
مثل من در این بهار، تهران پر از دردت شده
زین سبب در این بهار، آوای هق هق می کند
وقت تنهایی و غم، وقتی که باران می زند
مرد عاشق از غمش، در آن هوا دق می کند
عشق وقتی سر زده، بر قلب هر کس آمده
مثل من او را چنین، محو دقایق می کند
مثل چنگیز مغول، وقتی به ایران حمله کرد
غصه ات مانند آن، با قلب صادق می کند

محمدصادق رزمی

0 نظر
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ