X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

من همان یار توام، آن یار خسته از دلش

یک نگاه از پنجره، بر چشم من انداختی
زل به چشمانم زدی، اما چرا نشناختی
من همان یار توام، آن یار خسته از دلش
آنکه با درد و غمت، یک مرد عاشق ساختی
خیره بر حالم شدی، در زیر باران خزان
از غم و اندوه من، گویی به من دل باختی
پرده ها را می کشی، گویی مرا نشناختی
حق این عاشق چرا، اینگونه تو پرداختی
همزمان با هق هقم، از گوشه ای از پنجره
با نگاه خیس خود، بر من نگاه انداختی

محمدصادق رزمی


نظرات (0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ