صحبتی کن با دلم، با آن دو چشمان خمار

من کنار یار خود، ای کافه چی چایی بیار
با صدای چاووشی، ای کافه چی چیزی بزار
زل به چشمت می زنم، از پشت میز کافه چی
با همین حال خوشم، دستت به دستانم گذار
ساکتی در پشت میز، اما کمی در این فضا
صحبتی کن با دلم، با آن دو چشمان خمار
باز هم آن سوی میز ،گویا که یخ زد چایی ات
محو شد با یک صدا، تصویر تو چون یک غبار
از دوباره در خیال، دیدم تو را آن سوی میز
کافه چی ای کافه چی، یار مرا اینجا بیار

محمدصادق رزمی

نظرات (0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ