عشقت شده به سینه، چون راز سر به مهری

هر لحظه در کنارم، دیگر ندارمت من
اما به لطف یادت، در سینه دارمت من
تا یاد سبز رویت، گل ها کند به وقتش
در سینه همچو بذری، باید بکارمت من
عشقت شده به سینه، چون راز سر به مهری
باید تو را عزیزم، در دل گذارمت من
باران و چتر و یادت، درشهر خیس بی تو
چون قطره های باران، باید ببارمت من
اردیبهشت و یادت، باران و این خیابان
پایان رسیده هر دو، اما ندارمت من

محمدصادق رزمی

نظرات (0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ