X
تبلیغات
زولا

گذرد نیمه ز شب و لیک نیاسود دلم

ای خدا پیر شدم این غم دل را چه کنم
با غم ساحل و آن مغرب دریا چه کنم
گذرد نیمه شب و لیک نیاسود دلم
تا سحر از غم او در دل شب ها چه کنم
عابری خسته دلم بی کس و تنها و غریب
با خیابان و غمش من تک و تنها چه کنم
عکس او خنده کنان خیره به احوال دلم
چه کنم با غم آن خنده زیبا چه کنم
غم سنگین و دلم باز جدایی و غمش
تو بگو با غم او امشب و حالا چه کنم

محمدصادق رزمی

نظرات (0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ