X
تبلیغات
زولا

در شب تولدم گویی، غصه ها در دلم دوباره شد بر پا

دو قدم مانده تا پاییز، پا گذاشتم من در این دنیا
روز تلخ تولدم انگار، زندگی غصه را نموده است اهدا
آنچنان پر شدم ز تنهایی، حال من را فقط خدا داند
تو ببخش ای خدا ولی گویی، مثل من نبوده کس چنین تنها
من و تنهایی و غمی سنگین، من و این روز تلخِ بی تبریک
در شب تولدم گویی، غصه ها در دلم دوباره شد بر پا
در شب تولدش هر کس، شاد بوده در آن شبش حتما
من ولی در این شب غمگین، غصه در دلم نموده است غوغا
در شبی میان شهریور، دو قدم تا هوای پاییزی
مثل برگ زرد پاییزی، می روم من ز غم از این دنیا

محمدصادق رزمی

نظرات (0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ