X
تبلیغات
زولا

می شوم امشب ز غم من عابری در کوی تو

آمدم تا دزدکی در سینه پنهانت کنم
اشک من آمد ولی باید نمایانت کنم
آمدم با ماه شب درباره ات حرفی زنم
تا که با مهتاب و شب در دل چراغانت کنم
زل به عکست می زنم تا بلکه امشب از غمت
چشم خود را محو آن تصویر چشمانت کنم
می شوم امشب ز غم من عابری در کوی تو
اینچنین باید ز غم عزم خیابانت کنم
می چکد از چشم من اندوه یک مرد غریب
مثل اشک چشم خود باد که پنهانت کنم

محمدصادق رزمی

نظرات (0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ