X
تبلیغات
زولا

شانه ات رفت، کجا رفت،خدا می داند

با غمت در همه شب تا به سحر بیدارم
تا ابد در همه شب چشم به راهت دارم
مثل آن ابر بهاری که پر از باران است
به خدا دست خودم نیست اگر می بارم
بی تو دیگر به خدا حوصله ای نیست عزیز
بی تو حتی ز خودم، از همه کس بیزارم
شانه ات رفت، کجا رفت،خدا می داند
بی تو حالا تو بگو سر به چه من بگذارم
تا تو بودی به دلم عشق تو تنها بودش
رفتی و بی تو دگر از غم تو سرشارم

محمدصادق رزمی

نظرات (0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ