معرفی محمدصادق رزمی

نام و نام خانوادگی: محمدصادق رزمی
تاریخ تولد: 15 شهریور 1362
محل تولد: بوشهر
محل سکونت: تهران
رشته تحصیلی:مهندسی شیمی
سبک اشعار: کلاسیک (غزل) - تک بیت - مینیمال

 

1 نظر ادامه مطلب

من همان یار توام، آن یار خسته از دلش

یک نگاه از پنجره، بر چشم من انداختی
زل به چشمانم زدی، اما چرا نشناختی
من همان یار توام، آن یار خسته از دلش
آنکه با درد و غمت، یک مرد عاشق ساختی
خیره بر حالم شدی، در زیر باران خزان
از غم و اندوه من، گویی به من دل باختی
پرده ها را می کشی، حتما مرا نشناختی
حق این عاشق چرا، اینگونه تو پرداختی
با صدای هق هقم، از گوشه ای از پنجره
با نگاه خیس خود، بر من نگاه انداختی

محمدصادق رزمی


0 نظر

غمت اندوه بی پایان، به آتش میکشد قلبم

تمام سهم من از عشق، فقط اندوه و ماتم شد
تو رفتی و به این سینه، تمام شادی ام غم شد
غمت اندوه بی پایان، به آتش میکشد قلبم
از آن اندوه بی پایان، جهان من جهنم شد
به زیر نم نم باران، به زیر چتر تنهایی
ز دردت چشم من آنجا، چو آن باران نم نم شد
تو بودی و دلم هر دم، پر از دلتنگی ات می شد
ولی با رفتنت حالا، به دلتنگی دمادم شد
جهانم قبل اندوهت، دقیقا چون جهنم بود
تو رفتی و جهان من، جهنم در جهنم شد

محمدصادق رزمی
0 نظر

تو به زیر خاک سردی، تو و آن رخ قشنگت

ز فراق و درد دوری، دلم آمده مزارت
به دلم غمت نشسته، به تنم غم غبارت
شده قسمت دل من، به جهان بی تو بودن
به جهان دیگر حتما، بنشان مرا کنارت
همه جای شهر و کویت، به دلم زند خراشی
شده مایه عذابم، همه جای این دیارت
به هوای سرد دی ماه، نگرانم و پریشان
که چه می کنی عزیزم، تو و آن تن نزارت
تو به زیر خاک سردی، تو و آن رخ قشنگت
تو بگو چه کرده با تو، به رخت تب مزارت

0 نظر

نوازد ساز غمگینی، به اقبال دلم دنیا

عجب دنیای بی روحی، تو تنها و منم تنها
کنارت می شود باشم، فقط در عالم رویا
نوازد ساز غمگینی، به اقبال دلم دنیا
چرا بر بخت هر عاشق، چنین سازی زند دنیا
تصور کن بهاری سبز، من و تو بندر بوشهر
تو و امواج موهایت، من و امواج این دریا
تو را هر جا کنار خود، تصور می کنم حتما
که حتی در مزار خود، خیالت می کنم آنجا
چه خوش میشد تصورها، اگر آن واقعی بودش
که میشد خوش شوم باتو ، دقیقا در همین دنیا

محمدصادق رزمی

0 نظر
تمامی حقوق مطالب متعلق به ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ می باشد.
طراحی و اجرا: سایت ستاپ